الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
182
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
جمع كرد و به آنان فرمان داد كه با اسلحه با ما روياروى شوند و با ما جنگ كنند و ما را برانند ، و دربارهء ما گواهى بر كفر دادند و سخنان ناروا و زشت دربارهء ما گفتند . مسلمانان اين كار آنان را ناپسند شمردند و سخنان آنان را دروغ دانستند و به عثمان بن حنيف گفتند ، اى واى بر تو ! كه ما مىخواهيم از ام المؤمنين همسر رسول خدا و اصحاب آن حضرت كه پيشوايان مسلمانانند پيروى كنيم . اما او همچنان بر گمراهى خويش و كار خود پايدارى كرد . مسلمانان همين كه ديدند ابن حنيف سركشى مىكند و پيشنهادشان را نمىپذيرد براى خاطر خداوند و رعايت حقوق ام المؤمنين به خشم آمدند . ناگاه بدون اينكه ما متوجه شويم همراه سه هزار تن از سفلگان و فرومايگان عرب مسجد بزرگ بصره را تصرف كرد و آنان را بر درهاى مسجد گماشت . از آنان با التماس خواستيم كه با حق بيعت كنند و ميان ما و مسجد حايل نشوند ولى اين تقاضا را نپذيرفتند . تا آنكه روز جمعه فرا رسيد و پس از نماز كه مردم پراكنده شدند طلحه و زبير همراه مسلمانان با زور مسجد را گشودند و عبد الله بن زبير را مأمور نماز گزاردن با مردم كردند . و ما همچنان از عثمان بن حنيف و يارانش در بيم بوديم كه مبادا براى شبيخون و غافلگير كردن ما هجوم آورند . و چون مسلمانان ديدند آنان تغيير روش نمىدهند ، مواظب خود بودند . عثمان بن حنيف و همراهانش ناگاه بر ما هجوم آوردند و ورود به خانهء مرا بر خود روا دانستند و برخى از بزرگان آنان همراهشان بودند و خواستند خون مرا بريزند . تنى چند را كه بر در خانهء من ديده بودند از پيش راندند ولى تنى چند از قريش و ازد كه اطراف من بودند ، آنان را عقب راندند و گروهى از مهاجمان كشته شدند و باقى گريختند و ما متعرض آنان نشديم و بر ابن حنيف منت نهاديم و رهايش كرديم و او به صاحب خود پيوست . اكنون اى بندگان خدا ! اين موضوع را به اطلاع شما مىرسانيم تا براى نصرت دين خدا و قيام و خشم براى آن خليفهء مظلوم [ عثمان ] آماده شويد . واقدى از عبد السلام بن حفص ، از منهال بن سلم بصرى نقل مىكند كه مىگفته است : چون طلحه و زبير از بيم سهل بن حنيف - كه مبادا بر كسان ايشان در مدينه حمله برد - برادرش عثمان بن حنيف را از زندان آزاد كردند . عثمان به امير المؤمنين على ( ع ) كه در ذو قار بود پيوست . خطبهء طلحه چون طلحه و زبير دانستند كه عثمان بن حنيف به على ( ع ) پيوسته است ، طلحه